می خواستم
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 15:24
من کسی را از خودم دیوانهتر میخواستم سر نمیپیچید اگر یک روز سر میخواستم اهل عشق و عاشقی، اهل تمنا، اهل درد این چنین دیوانهای را همسفر میخواستم مینشستم روبهرویش روبهرویم مینشست لحظههای عاشقی از او نظر میخواستم او قدح در دست و من جام تمنایم به کف هر چه او میداد من هم بیشتر میخواستم من کجا...
چگونه است؛ حالاکه من نیستم حالت
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 15:24
حالاکه من نیستم حالت چگونه است... حالاکه من نیستم حالت چگونه است... چقدر دلم ميخواهد بدانم حالا كه من نيستم حالت چگونه است بى من؟ آيا تو هم وقتى نام مرا ميشنوى دلتنگ تر ميشوى برايم؟ وقتى باران ميزند براى لحظه اى ياد من مى افتى؟ ياوقتى عطر من مشامت را پُر ميكند، چشمانت مرا لو ميدهد؟ نكند ديگر دلت ياد...
که بهترازهمگان است؟بهترازآنی
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 15:24
من آشنای کویرم، تو اهلِ بارانیچه کردهام که مرا از خودت نمیدانی؟ مرا نگاہ! که چشم از تو بر نمیدارمتو را نگاہ! که از دیدنم گریزانیمن از غم تو غزل میسرایم و آن راتو عاشقانه به گوشِ رقیب میخوانی!هزار باغِ گل از دامن تو میرویدبه هر کجا بروی باز در گلستانیقیاسِ یک به یڪِ شهر با تو آسان نیستکه بهتر...
مرا بخاطر دوست داشتنم ملامت نکنید
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 15:24
مرا بخاطر دوست داشتنم ملامت نكنيد... مرا بخاطر دوست داشتنم ملامت نكنيد... مرا بخاطر دوست داشتنم ملامت نكنيد، من چه ميدانستم "دوست داشتن" رنجى اينچِنين عميق دارد ... مگر نه اينكه دل به دل راه دارد ؟! دل من كه غرق در دلتنگى است ... مگر قرار بر اين نبود هركه از چشمانمان دور شد، از دلمان هم ميرود ؟! مگر...
من هرگزدخترم را از هراس قضاوت هاتغییرنخواهم داد
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 15:24
من هرگز دخترم را از هراس قضاوتها، تغییر نخواهم داد، هرگز دخترم را قربانی حرفهای بی پایه و اساس مردم نخواهم کرد، هرگز نخواهم گفت اینگونه نباش تا دنیا و آدمها از تو راضی باشند! نخواهم گفت رنگهای دلبرانه نپوش، عطرهای دلبرانه نزن، کارهای دلبرانه نکن. من دخترم را آنقدر قوی تربیت خواهمکرد که هیچکس...
یادگار من برای دختری که پایش را به این دنیا باز میکنم
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 15:24
یادگار من برای دختری که پایش را به این دنیا باز میکنم.... یادگار من برای دختری که پایش را به این دنیا باز میکنم.... یادگار من برای دختری که پایش را به این دنیا باز میکنمجواهراتم نیست،یا لباس های از آب گذشته ...عوضش تا دلش بخواهد برایش دفتر شعر کنار گذاشتم و حرف های مادر و دختری...به وقت تجربه کردن ه...
سنگین است
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 15:24
اینکه از دور تماشا کنمت سنگین استدر دلم باشی و حاشا کنمت سنگین است بعد هر بغض که شاعر بشوی می فهمیهر کجای غزلم جا کنمت سنگین استتلخ باشی و دم از واژه ی شیرین بزنیپشت هر قافیه پیدا کنمت سنگین استهی نخوابی و دلم شور دلت را بزنداو برانگیزد و پروا کنمت سنگین استنکند فاش شود پیش کسی غربت ماترس از این قصه...
من هرگزدخترم را از هراس قضاوت هاتغییرنخواهم داد....
-
تاریخ: 1401/4/1 ساعت: 4:45
من هرگز دخترم را از هراس قضاوتها، تغییر نخواهم داد، هرگز دخترم را قربانی حرفهای بی پایه و اساس مردم نخواهم کرد، هرگز نخواهم گفت اینگونه نباش تا دنیا و آدمها از تو راضی باشند! نخواهم گفت رنگهای دلبرانه نپوش، عطرهای دلبرانه نزن، کارهای دلبرانه نکن. من دخترم را آنقدر قوی تربیت خواهمکرد که هیچکس جسارت د...
یادگار من برای دختری که پایش را به این دنیا باز میکنم....
-
تاریخ: 1401/4/1 ساعت: 4:45
یادگار من برای دختری که پایش را به این دنیا باز میکنمجواهراتم نیست،یا لباس های از آب گذشته ...عوضش تا دلش بخواهد برایش دفتر شعر کنار گذاشتم و حرف های مادر و دختری...به وقت تجربه کردن هر چیزی کنارش هستم،پشت سرش...یک جوری مَردَم را جلویش در آغوش میگیرم که باور کند ابراز احساسات و آغوش و بوسه گناه کبیر...
سنگین است....
-
تاریخ: 1400/5/26 ساعت: 20:09
من صادقانه روزتولدت بغض میکنم....
جان ماست هنوز....
-
تاریخ: 1399/2/16 ساعت: 22:42
سعدی چه حسی داشته وقتی گفته:《اگرچه دل به کسی دادجان ماست هنوز》
مادر....
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 2:48
داده است به دستان عصا پایش راچین خورده سروصورت زیبایش راهرچندکه قندخون مادربالاستدلشوره سفیدکرده موهایش را...
تقدیم به آنان که مادرانشان زمینی نیست....
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 2:48
xa0تقدیم به آنان که مادرانشان زمینی نیست. اما هوایشان را دارد، حتی از دورترین آسمان خدا... کجاست مادرم؟ وقتی زمانه سخت میگیرد وقتی که قلبم از بی انصافیِ آدمها ترک بر میدارد بغض که میکنم صدای جانم گف
شب آرزوها...
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 2:48
اگربغض دارم اگرخسته اماگرگریه توی گلومیکنمشب آرزوهاست دارم تورابرای خودم آرزومیکنم...
چنداعتراف تلخ پدرانه....
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 2:48
چنداعتراف تلخ پدرانه وچندنکته هست که شایدنتوانم آن را رودر رو چشم درچشم برایت بگویم اماآنهارابرایت مینویسم. دخترم فریادبزن! دخترهابایدفریادزدن هم بلدباشند!این اسطوره قدیمی دخترواشک راتو دور بریز.اگرجا
لطفی نداردآنچنان یلدای بی تو...
-
تاریخ: 1398/11/21 ساعت: 20:51
لطفی ندارآنچنان یلدای بی توبیزارم ازدلتنگی یلدای بی توتنها نه اینکه بی توشب بی ماه ماندهدرگیرتاریکی شده دنیای بی تورفتی ودرشهرخودش آواره ترشداین عاشق بیچاره وتنهای بی تومانندماهی های حوضم زارودلتنگ تُ
چَنی عزیزه....
-
تاریخ: 1398/11/21 ساعت: 20:51
کُرد بود، از اون اصیلاش... یه وقتایی که میخواست بگه فلانی خیلی آدم خوبیه و دوست داشتنیه و حسابی به دل میشینه و تو بگو عشقه اصلا، می گفت: " چَنی عزیزه؟! " این "خیلی عزیزه" گفتناش کلی معنا داشت واسه خود
مشکل مایلدانیست....
-
تاریخ: 1398/11/21 ساعت: 20:51
دلتان شادولی مشکل مایلدانیستباغم باقیِ ایام زمستان چه کنیم؟xa0مهدی عابدی
نباشد...
-
تاریخ: 1398/11/21 ساعت: 20:51
مومن شوی و دور و برت غار نباشداز درد بمیری و عزادار نباشدxa0دعوا کنی و پشت سرت اشک بریزدویران شده برگردی و اینبار نباشدمستاصل و بی حوصله در خانه بچرخیاز این همه سهمت بجز آوار نباشدxa0در خاطره دنبال کمی شا
روزی اش خواهم کرد،اگربخواهد....
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:47
پیرمردی میگفت همیشه از خدا درخواست کنید، شاید در طالعت نوشته باشد: روزیاش خواهم, کرد، اگر بخواهد.