کامل نیستم....اماکامل میشوم.... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:47
باید قوی بود ، باید از سخت ترین ضربه ها ، پله ساخت و بالاتر رفت ، باید از بی انصافی ها ، درسِ انصاف گرفت و روی تمامِ بی مهری ها ، چشم بست ! نمی توان جلوی سازهای ناکوکِ زمانه را گرفت ، اما می توان مسیر
همدیگروازدست میدیم.... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:47
کاترین: از حرفهای من ناراحت نشو ما هر دو یکی هستیم. نباید عمدا بین خودمون سوءتفاهم به وجود بیاریم. فردریک: چه جوری؟ کاترین: آدمهایی که همدیگه رو دوست دارند، مخصوصا بین خودشون سوءتفاهم به وجود میارند
مهاجرت... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:47
رادیو میگه تحقیقات در مورد اثرات تغییرات آب و هوا نشون داده کرم ها هم شروع کردن مهاجرت, به سمت شمال. به این فکر میکنم که کرمها عمرشون کوتاهه، انتظارشون از زندگی پایینه، سرعت حرکتشون خیلی کمه، امکاناتی هم ندارن. با این وجود جایی که دوست ندارن نمی مونن. کرمها هم جایی که دوست ندارن نمیمونن. آدم ها چرا ...
سیمین بهبهانی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:47
بسمه تعالیسیمین, خلیلی معروف به «سیمین, بهبهانی,» فرزند عباس و حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ ا
آبان ماه من.... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:47
آبان ، ماهِ خوبِ من ، تمام نشو ! تویی که مفهومِ حقیقیِ پاییزی ... تویی که بیشتر از هر ماه و هر فصل و هر زمان ، خاطره انگیزی ! بعد از تو هیچ خیابانی راه و رسمِ دلبری را بلد نیست ، و نبضِ تمامِ خاطره ها
بوسیدمت از دور.... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:47
من میگم آدم دلش میخواد بمیره وقتی مهدی موسوی میگه :" بوسیدمت, بوسیدمت, بوسیدمت, از دور ... " آخه کی قلبش طاقت این همه خوشبختی داره ؟ که یکی از دور هم حواسش باشه که باید ببوسه معشوقشو ... من میگم دلرُبا خ
خودموبراش کمرنگ تر میکردم.... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:47
ولی واقعا من همیشه اینجوری بودم که وقتی یکی ناراحتم میکرد به جای تلافی کردن یا گله کردن، خودمو براش کمرنگ,تر میکردم,. یعنی چی؟ یعنی اینکه هر بار میشکستم درصد کمتری از من درگیرِ اون آدم میشد. مثلا بعضیا دیگه اصلا منو ندارن ولی خودشون نمیدونن...xa0مهسا_جلال
مشهدمقدس... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:47
xa0مشهدمقدس, درجوارحرم مطهر امام رضا(ع)دعاگوی همگیتون هستمxa0این بارشما بنویسیدومن بخونم....هرچه میخواهددل تنگت بگو.....❤
هنوز... - تاریخ: 1398/4/5 ساعت: 3:56
نیستی هرشب برایت شعر می خوانم هنوزxa0پای قولی که تو يادت رفته می مانم هنوزxa0می نشینم خاطراتت را مرتب می کنمxa0در مرور اولین دیدار، ویرانم هنوزxa0xa0کاش روز رفتنت آن روز بارانی نبودxa0از همان روزی که رفتی خیس بار
انبار کاه گم شدومن فکر سوزنم.... - تاریخ: 1398/4/5 ساعت: 3:56
انبار کاه گم شد و من فکر سوزنمxa0دنبال يك ستاره ى خاموشْ روشنمxa0xa0من آفتى شدم که به امّید بوته اىxa0از خاک خشك مزرعه ای دل نمیکَنم xa0دیدم قفس دو بال به او داد و باز همxa0سر را به اعتماد همان پیله میزنم xa0مخروب
یک رابطه خوب... - تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 19:52
xa0یک رابطه ی خوب که بتوان بهش افتخار کرد، چیزی فراتر از قراردادِ ترکمانچای و عهدنامه ی گلستان است که آدم بیاید تکه ای از جغرافیای تن و روانش را به نامِ کسی سند بزند.. ببین اینکه کسی آدم را برای خودش،بر
دوچشمم را در آوردم برایش گفت حالاشد... - تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 19:52
هزاران خطّ قرمز هر طرف ناگاه پیدا شد دهانم بسته شد، چشمم به روی رازها وا شد نشستم روبرویش، گفت: "میبُرّم زبانت را" سخنهایی که در دل داشتم ناگفته حاشا شدبه من گفت: از دلِ خونت نگو... از باورت بگذر! د
بی خیالی... - تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 19:52
بی تفاوت گشته ام دیگر ، و حالم بهتر استچندروزی هست،اوضاعم سر وسامان تر استراه ، بسیار است در رفع و رجوعِ غم ولی ؛بی خیالی از تمامِ راه ها ، آسان تر است !!!
چیزی که او را مهم میکرد... - تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 19:52
برایم مهم نیستکسی که از من گذشت؛می خواهد با یک نفر ادامه دهد،یا با صد نفر !چیزی که او را مهم می کرد؛علاقه و تعهدش به من بود!بدونِ این ها،همه را به یک چشم می بینم ..
آدم های سالم... - تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 19:52
بعضی آدم هاسعی می کنند حقارتشان را با تحقیرِ دیگران بپوشانند...توهین می کنند ، افترا می زنند ، و برچسب های زننده می چسبانند...با این آدم هایِ "بی فکر" کاری نداشته باشید...این ها اگر قدرتِ تفکر داشتند
مهندسی نیاز به رشته های جدید دارد! - تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 19:52
مهندسی نیاز به رشته های جدید دارد!مثلا مهندسیِ ساختن حالِ خوب و تعمیرِ آدم های افسرده،ساختنِ یک قلبِ بی خط و خش،یا مهندسی ساختنِ یکـ منحنی روی لب...و حتی ساختن xa0ذهنی بی عیب و نقص برای بیمارانِ ناتوانی
معجزه ای از طرفِ خدا .... - تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 19:52
خبرِ خوب این است که روزی کسی میاید ...در میانِ روزهای خاکستری تان ، دست هایتان را خواهد گرفت .xa0گرمتر ، صمیمی تر و هزار بار عاشقانه تر ...کسی که شبیه به آفتابِ بعد از یک روزِ برفی ، به تنِ روزهای سردتا
بهترین حس دنیا... - تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 19:52
بهترین حسِ دنیا شاید اینِ که یکی تو زندگیت باشه که تو رو اندازهی همهی آدمایی که دوسِت ندارن، دوست داشته باشهو اندازه همه آدمایی که بهت زخم زدن مرهمت باشه...xa0یدونه از اینا پیدا کنین بچسبین بهش☺️♥️xa0
سحربیست وسوم که میرسه.... - تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 19:52
xa0آخرین شبِ قَدر که تموم میشه ، سحرِ بیست و سوم که میرسه ، خاص ترین حال و هوایِ رمضان میرسه .. تویِ این ثانیه های آخر ، دلمون میخواد دستِشو بگیریم و هِی ببوسیم و بگیم تو رو به خودِت قَسَم، به بزرگیِ خو
فکرکن قهوه بنوشی ته فالت باشد.... - تاریخ: 1398/3/28 ساعت: 19:52
فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشدبعد از این دیدن او فرض محالت باشد از خدا ساده بپرسی که تو اصلا هستی !؟گریه ات باعث تکرار سوالت باشد چمدان پر بکنی خاطره ها را ببری عکسهایش همه عمر وبالت باشدروز و شب قصه