خرید بک لینک

اینکه از دور تماشا کنمت سنگین است

در دلم باشی و حاشا کنمت سنگین است

سنگین است....

بعد هر بغض که شاعر بشوی می فهمی

هر کجای غزلم جا کنمت سنگین است

تلخ باشی و دم از واژه ی شیرین بزنی

پشت هر قافیه پیدا کنمت سنگین است

هی نخوابی و دلم شور دلت را بزند

او برانگیزد و پروا کنمت سنگین است

نکند فاش شود پیش کسی غربت ما

ترس از این قصه که رسوا کنمت سنگین است

نقش چشمان تو در قتل دلم مشهود است

شب ب شب از سر دل وا کنمت سنگین است..

برچسب: نویسنده: پندار افشاری تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 15:24

صفحه بندی