شایعه ی پیچیدگیِ زن ها....

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

فقط زیبایی کافی نیستدر برابر هر زن زیبا، مرد بدبختی هم هست که 
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 12 خرداد 1397 ساعت: 13:53

بخشیده ام همه را...
حتی اویی که خدا را شاهد گرفت
تا بگوید: "میمانم" تا روز قیامت...
بخشیدم اما
از خدا خواستم که هرگز ،
هرگز شب قیامت
اویی که قسم هایش را فراموش کرد
فراموش نکند...

علی_رجبی

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 17:53

مانده ام دست به سر که چگونه خدا
از تصحیح برگه های امتحان ،
از پاسخ های تکراری ،
از مردود شدن همیشگی ما خسته نمیشود؟؟؟
ما که تماما خسته ایم
از شب های امتحان و
حجم سنگین امتحان های خدا...
ما شاگردان خوبی نیستیم؟؟؟
یا خدا بیش از حد دلسوز است که امتحانی دیگر میگرد؟؟

علی_رجبی

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 17:53
قدر بدان را که میان انبوهی از توجه دیگران فقط و فقط برای تو دلبری میکند فقط شیرینی لبخند هایش رابه تو هدیه میدهد فقط برق چشمانش را نثار تو میکند و برای دیگر دوستدارانش میشود یک دختر مغرور و از خود راضی برایش اقایی کن دختری که خانومانه به پای دوست داشتنت لحظاتش را جان میدهد...دخترها وقتی عاشق میشوند زندگی نمیکنند پرواز میکنند و خدانکند که فقط روزی ازتو دوستت دارم نشنوند انجاست که تا عمق گریه سقوط میکنندمردانه دوستش بدار...
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 17:53
ای کاش پاس کردن بعضی درس ها جزو چارت درسی سیستم ما بود!مثلا جزو واجبات بود که پسران ما درسی با عنوان جسارت را پاس کنند یا دختران حتما باید دلبری را بعنوان پیش نیاز تمام درسها نمره بالای بگیرندیا یک درسی با عنوان "قوی بودن" وجودش حیاتی است! میدانید که؟ این دنیا چقدر تلاطم دارد. لازم است همه قوی باشند!اگر دیدند کسی حساس است یا دیدند مدل کسی اینجور است که نمیشود نازکتر از گل به اوگفت همان ترم اول ردش کنند تا یاد بگیرد که این دنیا ممکن است چه ها بارش کند و او نباید دم بزند!درسی با عنوان "چگونه تنها باشیم و از زندگی لذت ببریم"خیلی خوب بود! آدم چه خبر از آینده اش دارد. روزهای تنهایی را باید بلد بود که اگر خدای ناکرده جبر زمانه گاهی تو را تنهاترین آدم خواست ببیند تو بتوانی آنرا فیتیله پیچ کنی تا بفهمد چقدر چغر هستی و دفعه بعد جرات نکند به این زودی سمتت بیاید!درسی هم تحت عنوان "رفتنی، به هر حال میرود و ماندنی با لگد هم نمیرود" لازم است تا اینهمه برای نگه داشتن آدم ها به هر چیزی چنگ نیندازند!ای کاش وزارت علوم یا آموزش و پرورشیک بازنگری ای در دروس کنند!سیما_امیرخانی
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 17:53
این شهر را بی تو نمیخواهم ببینمدیگر نمیچسبد هوای سرزمینمایمانِ کامل داشتم بر ماندنت...کاشبا رفتنت توهین نمیکردی به دینم آرام تر این روزها از من گذر کنبا اینکه خاموشم ولی میدان مینم بیگانه بودی ...زخم های آشنا رابدتر زدی از مارهای آستینم قصد جدایی داشتی باشد...قبول استاما دلیلش را خودم برمیگزینم وقتی یقینأ باز شک دارم به عشقتغمگین ترین تصویر از شک و یقینم دور از تو احساس خودم را میکُشم...بعدهر روز ساعتها به سوگش مینشینم از عشق ارث چشمهایم را گرفتممیراث من گریه ست...چون عاشق ترینم! مینا_بیگ_زاده
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 17:53
آرزو های قشنگی را که در سر دود شد با هر چه از آینده باور داشته! آن ولیعهدی که خیلی دیر فهمید آن همهزخم های کاری اش را از برادر داشته! سنگ میزد اشک هایم بر غرور شیشه ایدرد دارم در دلم انگار مو برداشته! درد دارد با کسی باشی که فکر دیگریستدرد یعنی مومنی معشوق کافر داشته! هرچه از آینده گفتم هیچ تاثیری نداشتتازه فهمیدم که با خود  فکر بهتر داشته! چند سال از عمر شادم را به پایش ریختمشادی اما پیش او معنای دیگر داشته! بعد تحقیق و تفحص؛ تجربه اثبات کرد داشته! حسام_تابش
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 20:15

ما را تو با نکن

از جان خود عزیزتری داشتیم..رفت...

سیدمهدی_ابوالقاسمی

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 20:15
بچه که بودم وقتی کار اشتباهی میکردم مادرم میگفت " اشکال نداره حالا چیکار کنیم تا درست بشه" اما مادر دوستم بهش میگفت "خاک برسرت یه کار درست نمی تونی انجام بدی" امروز هر دو بزرگسال و بالغیم. وقتی اتفاق بدی می افته اولین فکری که به ذهنم میاد "خب چیکار کنم؟" و با حداقل اضطراب و عصبانیت مشکل رو حل میکنم. اما دوستم با مواجه شدن با اتفاقات بد عصبانی میشه و میگه "خاک بر سر من که نمی تونم یه کار درست انجام بدم، چرا من اینقدر بدبختم؟" ما و احساسی که به فرزندمان می دهیم تبدیل به صدای درونی فرزندمان خواهد شد.مراقب باشیم چه پیامی برای همه عمر به فرزندانمان می دهیم.
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 16 دی 1396 ساعت: 21:57
رنج ما را دو تکه می‌کند. وقتی کسی‌که رنج می‌کشد، می‌گوید: «خوبم... خوبم...» به این دلیل نیست که حالش خوب است. برای این است که خودِ درونش به خودِ بیرونش فرمان داده که واژه‌ی «خوبم» را به زبان بیاورد. او حتا گاهی‌اوقات اشتباهی می‌گوید: «خوبیم.» دیگران فکر می‌کنند که خودش و اطرافیانش را می‌گوید، ولی این‌طور نیست. او دو تکه‌ی خودش را می‌گوید: خودِ آسیب‌دیده و خودِ نماینده‌اش. نماینده‌ای که برای مصرف عمومی مناسب است!رنج، یک زن را دو تکه می‌کند تا کسی را داشته باشد که برایش درد‌و‌دل کند، کسی‌که در دلِ تاریکی کنار او بنشیند، حتا وقتی دیگران ـ همگی ـ تنهایش بگذارند. "گلنن دویل‌ملتن" جنگجوی عشق
نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : شنبه 16 دی 1396 ساعت: 21:57

فهرست وبلاگ